2007/12/18

همیشه با همیم ...
همیشه با هم کلاه بر سر می ذاریم ....
حتی گاهی تو کلاهتو با من عوض می کنی و من با تو ...
من از خوبی های تو می گمو تو از لجبازی های من ......
گاهی منو با نگاهت می ترسونی ... و من تو رو با لبخندم خشمگین تر ....
تو پرنده ها رو دوست داری و من خدا رو .....
من همبرگر می خورم اما تو همیشه پیتزا .....
من می گم آبی تو می گی سبز ..... من می گم رز فقط سفیدش
تو فقط می گی گل فقط گل مرداب .....
وقتی ناهار قورمه سبزیه من از خوشی توی آسمونم
اما تو حالت بد میشه پاهاتو می کوبی زمین میگی من ماکاراااااااااااانی می خوام !!!۱
ای بابا .. آخه منو تو چه وجهه اشتراکی داریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من چه جوریه که اینقدر تو رو می خوام و تو واسم میمیری ؟؟؟؟؟؟؟
میگم وقتی می گن عشق کور ... راست می گنا !!!!!
ببینم راستی تو چرا هیچوقت به من صبح به خیر نمی گی ؟؟؟؟؟؟؟؟
2007/12/4

رفتم داخل .....
خیلی تصادفی کارمو اونجا دیدم .....
خیلی شکه شدم ... اصلا اونقدر تعجب کرده بودم که حد نداشت ...
خیلی خدا رو شکر کردم .....
اینم خونه من !!!!!
نمایشگاه تصویرگری لغتنامه با موضوع خانه ....
خیابان حجاب .... کانون پرورش و فکری کودک حجاب ....
تا ۲۲ آذر ماه .... از ساعت ۹ صبح الی ۷ بعدازظهر

