تبليغاتX
Cold silent




فرشته سفره هفت سین تقدیم همه شما دوستان خوبم ...
سال خوبی رو واستون آرزو می کنم ... دوستون دارم
انشاالله موفق باشین و سلامت .....
از تمام دوستانی که در سال ۸۶ با احساسات و حرف ها و درد دلهاشون
به وبلاگ من صفای بیشتری دادن ممنونم
بلاگ بعدی در سال ۸۷ به امید خدا  ( با هم مهربون باشین و همدیگرو دوست داشته باشین )

write by lida در clock 10:1 PM | link  | 




این گاو کوچولو رو هدیه دادم به یک دوست
خیلی اتفاقی تصمیم گرفتم یه مجسمه فانتزی بسازم
خیلی با مزه شد ... به زور هدیه دادم
الانم دلم خیلی واسش تنگ شده امیدوارم که اونم دلش واسه
من تنگ شده باشه .....
نظرتون چیه ؟ با مزه است ؟

write by lida در clock 2:40 PM | link  | 






وقتی با خیال راحت روی مبل نشسته بودمو آب گوارا رو می خوردم
یه لحظه با خودم فکر کردم که چند نفر توی دنیا محتاج به همین
یک لیوان آب هستن ... ؟
چقدر تلخه .... اونقدر یه لحظه غصه خوردم
که چشام ناگهان خیس شد و بی اختیار گریه کردم
دلم آشوب شد .. نمی تونستم تا آخر لیوان رو سر بکشم
یاد اون کودکی افتادم که از گرسنگی تکه های خشک نان رو از روی زمین می خورد
یاد اون مادری افتادم که زیر آوار مونده بود و مرده بود اما نوزادش زنده بود ...
یاد اون بچه هایی افتادم که تشنه یک قطره آب هستن
کودکانی که نمی دونن عروسک چیه  ؟
دلم آشوب شد و زیر لب گفتم : ای مظلومیت !


write by lida در clock 0:28 AM | link  | 



گاهی با خودم فکر می کنم چی می شد اگه میشد ......
لابد که هیچی حتما داری با خودت می گی چیو چی میشد ...؟
منم می گم خوب همون چیزی که همیشه باید بشه
تو با عصبانیت می گی : خوب خیلی چیزا توی ذهنم میاد
بستگی داره که تو منظورت چی باشه ؟
منم می گم : خوب معلومه همونی که هم من می دونم میشه هم تو !
اینبار داد می زنی سرمو می گی : بابا بگو چی می خواد بشه ؟
من اخمی می کنو می گم : اولا داد سر یه خانم نمی زنن
ثانیا گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی .....
ثالثا فکر می کنی که چیه ؟ هیچی
داشتم به این فکر می کردم که چی میشد اگه ......
وتو ایندفعه از جات که بلند می شی که بری ...من ییهو داد می زنمو می گم :
چی میشد اگه میشد که تو مال من بشی
آرزوهام میمیرن اگه تو مال من نشی !!!!!! .. و تو می خندیو می گی : خب دیگه چه خبر ؟
این تصویرو واسه همشهری کشیده بودم که ۱ سال پیش چاپ شد

write by lida در clock 1:17 AM | link  |