2008/3/7

این گاو کوچولو رو هدیه دادم به یک دوست
خیلی اتفاقی تصمیم گرفتم یه مجسمه فانتزی بسازم
خیلی با مزه شد ... به زور هدیه دادم
الانم دلم خیلی واسش تنگ شده امیدوارم که اونم دلش واسه
من تنگ شده باشه .....
نظرتون چیه ؟ با مزه است ؟
2008/1/25
گاهی دلم می خواد که تو راهنمای من باشی
می دونی از دست همه خسته شدم ....
هر کسی یه چیز می گه .....
گاهی تلخ گاهی شیرین
نمی دو نم مردم هر روز که بیدار
می شن یه حرفی می زنن ....
ولی حرف من از همه حرفا تازه تره
اگه گفتی ؟؟؟
د نشد دیگه باز گیر دادی بگو بگو .....
خب باشه می گم ....
دوستت دارم اندازه تمام شکلاتای دنیا .....
اندازه تمام بستنی های دنیا
به اندازه تمام شیرینی ها ..... از بس که عزیزی..
this is my pencil
i made it with my own hands
this is my magic pencil
2007/9/21

یه شب زد به سرم که از همنشین رویایی خودم یه مجسمه بسازم
می دونین خیلی سخته که آدم بخواد کسی رو که دوست داره به تصویر بکشه یا به قولی
مجسمه اش رو بسازه .....
نمی دونم واسه من که خیلی سخته ......
باید تمام فکرت رو متمرکز کنی .... احساستو درون خودت جمع کنی و اونو منتقل کنی
به انگشتای دستت ...... و بعد شروع کنی ...
بساز بساز عاشقانه بساز .....
و زیر لب بگو : یه روز یه دختری بود به اسم یلدا .......

